تبلیغات
وب لژیون کمک راهنما مسافر امیرحسین - متن کامل سی دی دوای 3
چهارشنبه 10 شهریور 1395  12:58 ب.ظ
نوع مطلب: (خلاصه ی سی دی ها ،) توسط: مسافر کاظم

به نام قدرت مطلق الله



متن کامل سی دی دوای سه . . . 


سلام دوستان حسین هستم مسافر، نگهبان این جلسه.

خواهش می کنم برای رهایی از دست نیرومندترین دشمن خودمون که جهل و ناآگاهی خودمون هست 14 ثانیه سکوت کنیم و به خداوند بزرگ پناه ببریم.

از دبیر خانم ستاره خواهش می کنیم خلاصه عملکرد جلسه قبل و دستور جلسه امروز رو اعلام کنند، سلام دوستان ستاره هستم مسافر، امروز جلسه سیزدهم از دوره سی و یکم به استادی و نگهبانی جناب آقای مهندس دژاکام و دبیری اینجانب ستاره 20/11/94 رأس ساعت 9 صبح آغاز بکار کرد متشکرم.

سلام دوستان حسین هستم مسافر، امیدوارم حال همتون خوب باشه، حال من هم خوب است. امروز بیستم بهمن ماه 94 هست هوا دیشب چند درجه زیر صفر بود، هوا خوب است و آلودگی هم نداره ساعت هم 9 و 4 دقیقه صبح هست.

ماچندتا مبحث رو پشت سر هم صحبت کردیم فکر می کنم از شراره های علم شروع شد بعد نقاش هست بعد داروی یک هست بعد داروی دو هست و امروز تحت عنوان تغییر شکل بحث می کنیم. این 5 تا سی دی گوئی که پشت سر هم هستند و به هم مربوط میشن و ارتباط دارن.، مبحث اصلی ما مسئله اعتیاد بود و درمان اعتیاد معما چو حل گشت آسان شود. این معما برای ما در کنگره 60  حل شد .

حالا افرادی که وارد سیستم کنگره میشن و از قوانین و اصول پیروی کنن و یک کم بخوان درمان بشن به سهولت و مثل آب خوردن به درمان می رسن،در طولانی مدت البته بعد از گذشت یکسال مسئله اعتیاد هم اکنون هم لاینحل هست و غیر قابل دسترسی است هم در کشور ما و هم در سایر کشورها و بلاد دنیا، چون تصور می کنند که اعتیاد قابل درمان نیست، از اون روشهایی استفاده می کنن و یا مطالبی رو که بیان می کنن آدم میدونه که به قول بازیکنهای گل یا پوچ جفت دسشون پوچ هست و هیچی نیست.

وقتی شما از یک مرکز علمی میشنوی که میگه می خواهیم واکسن اعتیاد رو پیدا بکنیم خب بعضی ها ممکنه باورشون بشه که واکسن اعتیاد ممکنه پیدا بشه و چقدر خوب هست ولی غافل از اینکه یک تفکره.

مثل اینکه به شما بگن می خوان واکسن دینداری رو پیدا بکنن یا واکسن ضد دین رو پیدا بکنن یا یک آمپول رو تزریق بکنن که بخوان شخص دیندار بشه و یک واکسن بزنن که شخص هیچ وقت دینش رو از دست نده یا واکسن خوش اخلاقی یا واکسن بد اخلاقی.

پس بنابراین وقتی چنین چیزی می شنویم خیلی تعجب برانگیز هست و یا می شنوید که ( مخصوصاً در بلاد روسیه این کار انجام می گرفت) دانشمندان روسیه با تغیراتی در قسمت مغز و حافظه دارن تلاش می کنن که مشکل اعتیاد رو حل بکنن و یا می شنوید که دانشمندان به علمی رسیدند بنام یوآردی و یا یو آراودی، ( درمان سریع و درمان فوق سریع) که اعتیاد رو درمان می کنن، وقتی نگاه می کنی می بینی که اونقدر این مطالب گاهی اوقات خنده دار هست که بیشتر به گریه آور می خوره و آگاهی ازش چندان نیست همه علتش هم مشخصه علتش هم این بود که راه و روش درمان مشخص نبود و از همه مهمتر صورت مسئله اعتیاد مشخص نبود.

شما باید بدونی که با چه روشی و چه چیزی رو می خواهیم حل بکنیم و تنها چیزی که در مقوله اعتیاد بود این بودکه باید کاری کنیم که فرد مصرف نکنه.

الآنم می بینیم که معتادین را جمع آوری می کنن در یک جایی با کلی هزینه و کلی زحمات زیاد سه ماه اینها رو نگهداری می کنن و گفته میشه که اینها آدمهای خوبی نیستند آدمهای خودخواهی هستند آدمهای مریضی هستند آدمهای روانی هستند چرا خوب نمیشن؟ غافل از اینکه اصلاً اینها به کرج نرسیده اند ما اینها را می خواهیم ببریم به کرج میبریم میدان آزادی ولشون می کنیم، بعد میگیم چرا اینها از کرج برگشتند اینها اصلاً به کرج نرسیدند که برگردند در طول این سه ماه اینها اصلاً درمان نشدند که دوباره بخوان مصرف کنند، یا یکسال نگهدارن یا شش ماه نگهدارن! اینها ترک کردند یعنی از مواد جدا شدند درمان نشدند که شما بگین چرا اینها برگشتند این خیلی طبیعیه چون درمان نشدند.

ما اومدیم در مقوله اعتیاد مطرح کردیم که اعتیاد یک بیماری جایگزینیه یک فرایند سلولی هست و یک فرایند مُلکولی هست، یک مسئله مغزی هست، یه وقتایی برای من در مکاتباتمون می نویسند مثلاً اینکه خانم دکتر نورا رئیس انستیتوی سوء مصرف مواد مخدر ایالت متحده آمریکا ( نایدا) می نویسد که امیدوارم در سالهای آینده داروئی پیدا بشود که ما بتوانیم حشیش و کوکائین و آمفتامین را با آن درمان بکنیم، رئیس انستیتو ! ببینید اطلاعات  در مورد درمان اعتیاد صفر صفر هست که اگر صفر نبود این صحبت رو نمی کرد.

بنابراین به این نتیجه می خواهیم برسیم که اعتیاد جایگزینی هست، جایگزینی مخدرهای بیرونی به جای مخدرهای درونی، یک مسئله خیلی ساده هست.

یکی از مسائلی که تریاک مورد استفاده قرار می گرفت و الآن قرار می گیره و علت برگشتهای متوالی به اعتیاد شخص تریاکی یا هروئینی موادش رو قطع می کنه و شش ماه دیگه یا یکسال دیگه دوباره برمیگرده مصرف می کنه و یا علت اینکه بعضی ها مصرف کننده مواد مخدر میشن اینه که چون این افراد زود به مرحله  اورگاسم می رسیدند می خواستند اینو حل کنن، تریاک رو استفاده می کردند می خواستند اورگاسمشون به تأخیر بیفته وقتی هم که تریاک و هروئین رو قطع می کردند دوباره اورگاسم سریع اتفاق می افتاد.علتش چی بود؟

بحث فیزیولوژی ساده ای هست علتش اینه که این افراد در بدنشون به صورت ژنتیکی یا به هر دلایلی مقدار سطح دینورفین یا اندروفین پایین هست، به همین دلیل کنترل و نظارت بر حالت اورگاسم ندارند و زود اتفاق می افته. موقعی که تریاک استفاده می کنند مرفین تریاک باعث میشه که جای دینورفین و اندروفین رو بگیره یعنی کمبودهای بدنشون رو پُر کنه تا به حالت نرمال برسه.

حالا وقتی که میاد ترک می کنه ( سقوط آزاد) دوباره این مشکل رو داره چون سطح دینورفین بدنش پایین اومده حالا اون که از کار افتاده از بیرون هم که مرفین رو قطع کرده دچار مشکلات خیلی شدید میشه و سریع به مرحله اورگاسم می رسه خب برگشت می کنه باید این مشکل یکجوری حل بشه؟ میگن که چرا برگشت میکنه؟ خب خود شما هم اگر این مشکل رو داشته باشین برگشت میکنین یا نه؟ قدر مسلم هر کس برای حل مشکلش برگشت می کنه.

چیزی که ما در نظر نمی گیریم این هست که در بعضی موارد اعتیاد یکسری مشکلات رو از بعضی ها حل می کنه و به دلیل حل مشکلشون به طرف اعتیاد پناه می برن. اگر مشکلشون رو حل نمیکرد که پناه نمی بردن.

حالا می خواهیم اعتیاد رو از اینها بگیریم باید کمک کنیم که این مشکل حل بشه مشکل رو که نمی تونیم پاکش بکنیم خب می تونیم این کار رو بکنیم که بگیم معتادین، و تا آخر عمر عمرتون هم معتاد می مونید و هیچ وقت خوب نمیشین معتاد به دنیا اومدین و معتاد از دنیا می رین، دچار نقص شخصیتی بودین به این دلیل شما معتاد شدید اینو چه گروهی میگه؟ گروهی که مال آمریکاست در صورتی که این صد در صد غلط است.

بدلیل اینکه این شخص دچار مشکلات ژنتیکی هست دچار مشکلات سلولی و مُلکولی هست چون یکسری مواد مخدر رو بدنش تولید نمیکنه بطرف مواد مخدر رو آورده در بعضی موارد یعنی بیش از 70% موارد. خب باید مشکل رو حل بکنی اگر مشکل رو حل نکنی این قضیه حل نمیشه.

من حالا یه مبحثی رو از روی نوشته می خونم و دنباله این بحث رو ادامه می دیم.

این بحث بین استاد و شاگرد در تاریخ 11/2/81 هست.

استاد میگه: ما خوب می دانیم که در نوشتن کتاب مسائل و مشکلاتی دارید به سبب نوع بیان کلمات بایستی مفهوم اصلی را برساند و هیچ شبهه و یا به قول شما شک بوجود نیاورد و به همین سبب ما بسیار خوشحال می شویم که از کلمات سردار گرامی الهامی است و اندیشه ای است از کلام خدا استفاده می کنیم).

این مطلبیست که راچع به کتاب و نوشتارها هست. واقعاً نوشتن کتاب نوشتارها کار بسیار مشکلی هست جوری بنویسی که سوء تفاهم ایجاد نکنه به کسی برنخوره قابل فهم باشه قابل تغییر نباشه نتونن عوضش کنن برداشت دیگه ای نداشته باشه.

کسانی که بخواهند به جهتی راه را تغییر بدهند توفیق نمی یابند زیرا آنان نمی دانند که علم به همه انسانها تعلق دارد و راه وقتی درست باشد در انتها به هم وصل می شود. وقتی مطلبی درست باشه هیچکس نمی تونه اونو عوضش بکنه راه درست باشه هیچکس اون راه رو تغییر نمی تونه بده گاهی اوقات مسیر و راه مشکل داره بنابراین بلافاصله سریع تییر می کنه ( زیرا آنان نمی دانند که علم به همه انسانها تعلق دارد) علم مال هیچ قشر خاصی نیست. بگیم علم فقط مال آمریکائیهاست یا علم مال آلمانی هاست.

یه زمانی بود که می گفتیم جنس ژاپنی خرده شیشه داره یعنی جنس ژاپنی به درد نمی خوره حالا به مقطعی رسیده که از جنس های آمریکایی هم بالاتر رفته، یه روزی هم می گفتیم که جنس چینی آشغاله ولی جنس های چینی تمام بازار رو گرفت بعضی از جنسهای چینی آشغال هست ولی بعضی دیگه خیلی خیلی خوبه.

ما خیال می کنیم صنعت فقط مال اروپاست علم فقط مال ناساست یا مال آمریکا، علم متعلق به همه هست مال روانشناسان نیست یا روانپزشکان نیست مشروط به اینکه که کسی که حرف حساب بزنه همه علوم در اختیار همه انسانهاست در اختیار قشر خاصی نیست متعلق به همه هست ما خیلی سعی می کنیم که علم رو بیاوریم متعلق به قشر خاصی بکنیم ولی اینطوری اصلاً درست نیست.

شما می بینی که مثلاً یک پزشک مسلسل رو اختراع کرده مسلسل توسط یک پزشک اختراع شد، وقتی که اینطوری هست بگیم نه این مال مهندس هاست تو چرا اختراع کردی، کار تو نیست چرا توی این کار دخالت کردی، نه ! اگر درست باشد ایرادی ندارد.

کسانی که بخواهند به جهتی راه را تغییر بدهند توفیق نمی یابند زیرا آنان نمی دانند که علم به همه انسانها تعلق دارد و راه وقتی درست باشد در انتها به هم وصل می شود.

اگر راه درست باشه همه چی در انتها به هم متصل میشه راهی رو که داریم در مورد درمان اعتیاد طی می کنیم اونی که در بوشهر هست اهواز هست آبادان هست هیدج هست یا سمنان یا مشهد هست راههاشون میاد تهران همه به یک راه ختم میشن همه دارن به یک راه عمل می کنن و همه خوب میشن این میشه علم ! علم قابل انتشار باشه، قابل تکرار باشه، اگر من بتونم یک چیزی رو حل کنم و فقط خودم باشم اون دیگه علم نمیشه علم باید قابل تکرار باشه، راهی باشه که اگر بچه های مشهد میرن برسن به انتها، اگر کرمان هم میره به انتها برسه، شادآباد هم بیاد به انتها میرسه، همه به انتها میرسن آکادمی به انتها میرسه، همه به یک راه میرسن چون روش درسته( اما سؤالی مربوط به انفجار سلولی نموده بودید که پاسخ می دهم ابتدا سؤال شما که گفتیم انفجار سلولی. )

یه بحثی داشتیم راجع به انفجار سلولی وقتی که حس قوی بشه انفجار سلولی رخ میده.

شما گفتید انفجار سلولی بلی فرق نمی کند در شهر انسان هر یک سلول مانند مُلکول است در انسان ماده حاکم است.

یک سؤالی راجع به انفجار سلولی بود، دز بدن انسان سلول مثل مُلکول می مونه در بدن انسان ماده حاکمه هست، یعنی سلول جسمیت هست، ماده هست، سلول رو می تونیم به مُلکول تشبیح کنیم. مُلکول چیزی نیست، چند تا اتم میشن یه مُلکول مثلاً به آب میگیم مُلکول، چون از هیدورژن و اکسیژن تشکیل شده، دوتا هیدروژن و اکسیژن میشه آب.

مثلاً اسید سولفوریک ( SO4 H2 ) گوگرد و اکسیژن و هیدروژن میشه اسید سولفوریک. این میشه یک مُلکول. چندتا اتم میشه یک مُلکول. در انسان هم سلول حکم مُلکول رو داره، (اگر شخصی دچار مشکل بیماری بشود) این خیلی مهمه نکته همش اینجاست( اگر شخصی دچار مشکل بیماری بشود در سلول تغییر و تحول ایجاد می گردد) کسی که بیمار بشه در سلول تغییراتی ایجاد میشه ( بعضی وقتها هم سلول به عللی تحمل حالت نرمال را از دست می دهد و تغییر شکل می دهد) یه موقعی تغییر و تحول می کنه یه موقعی حالت نرمال شو  سلول از دست میده و تغییر شکل پیدا می کنه، مثل سلولهای سرطانی، مثل غدد مختلف که در بعضی جاهای بدن رشد می کنه. تومورهای استخوانی، تومورهای متعدد، تومور از شکل خودش خارج میشه ( حال اگر این حالت تغییر شکل در اثر علمی که از نظر جهان مادی مطرح هست ناپیدا باشه، آنگاه توان در اداره کل حیات مادی و معنوی یعنی پیدا و ناپیدا دچار اشکال میگردد و چون قابلیت هضم و عمل برای سیستمهای متوالی حیاتی آن در بدن انسان تعبیه نشده به همین علت علم به فهم آن عمومی نیست و یا اگر باشد در این قسمت نادر و کمیاب است).

حالا باز دوباره برمیگردم توضیحش میدم، ما اومدیم گفتیم در کل انسان شامل سه بخشه که برای بیماری اعتیاد گفتیم:

این برای بیماری اعتیاد صادق هست، برای سایر بیمارها هم صادق هست. خب جسم، روان، جهان بینی که اینو راجع بهش بحث کردیم و در مقوله اعتیاد گفتیم که یکسری مشکلات به جسم وارد شده و یکسری مشکلات به روان وارد شده، یکسری مشکلات هم به تفکر وارد شده حالا بریم ببینیم اینها هر کدوم چی هست.

روان چی هست: گفتیمروان از دیدگاه کنگره 60 یعنی خلق و خوی، ( آدم خوش اخلاقیه، بد اخلاقیه، مجنونه، هوشیاره، عصبانیه، خنده رو هست، یا آدم خوبیه، اینها همش میشه خلق و خوی. روان از دو چیز نشأت می گیره یکی از جهان بینی و یکی از جسم نشأت می گیره، یعنی جسم انسان و تفکر و جهان بینی انسان میاد روان هر کس رو تشکیل میده.

جسم چطور روان رو تشکیل میده؟  گفتیم مهمترین چیزی که در جسم وجود داره و حاکم هست سیستم ایکسه. قسمت فرماندهی بدن در جسم بسیار مؤثره، چون تمام ساختارهای شهر وجودی انسان تمام سلولها و دستگاهها اینها میشه.

مثلاً تک تک افراد کشور ایران میشن سلولها، انسانها میشن دستگاههای بدن. مثلاً یک استان میشه قلب، یک استان میشه کلیه، روده و..... اینها همه عین شهرها می مونن.

حالا تو این سیستم رودخانه ها هست، پُل هست، کارخانه هست، همه چیز توی این شهر وجودی انسان وجود دارد و اینها همه از یک جا فرمان می گیرن از مغز فرمان می گیرن و در مغز مجموعه مواد مخدر بدن ناقلهای عصبی مثل دینورفین، اندروفین،انکفالین، اینها همش توی مغز تولید میشه و تولید اینها و میزان تولیدشان در خلق و خوی ما اثرش بالاست.

مثلاً دینورفین و اندروفین بیاد پایین دچار انزال سریع میشیم، یه ماده ای هست مثل پاپاورین که مشابهش در بدن هست که اگر نباشد اصلاً اریکشن صورت نمی گیره، اگر خوب باشه اریکشن خوب صورت می گیره اینها همش تماماً به این سیستم بیوشیمی برمیگره و وابسته است.

بعد انواع و اقسام مواده: شما باید کلسیم داشته باشی، منیزیم داشته باشی، فسفر داشته باشی، همه اینها تعیین کننده سیستم هست. پس یکی شد جسم و یکی شد جهان بینی، این دوتا میاد روان رو تشکیل میده.

منظور از جهان بینی چیست؟اینرو من باز یه تعریفی بکنم، من که فکر کردم همون مثلث دانائی امین میشه جهان بینی. امین تعریف کرده بود که آموزش، تفکر، تجربه، این سه تا میشه جهان بینی.آموزش فرد: یعنی فرد چه نوع آموزشی دیده، چه نوع موادی داره، آیا آموزش دیده که یه آدم مادی باشه یا آموزش دیده فاشیست باشه یا آموزش دیده آدم بی دینی باشه یا آموزش دیده آدم دینداری باشه یا آموزش دیده آدم فاسدی باشه، آموزش دیده انسان مثبتی باشه، آموزش دیده بره عملیات انتحاری انجام بده، اینها همه میشه آموزش. آموزش دیده یک پزشک حاذق باشهف آموزش دیده یک مهندس حاذقی باشه، آموزش دیده یک کارگر خوبی باشهف لوله کش خوبی باشه.

خب این آموزش به تنهایی نیست چون در جهان بینی تفکر و تجربه میاد کنارش قرار میگیره مهم این نیست که شما چی فکر می کنی مهم این است که چی عمل می کنی، یا فکر کردن مهم هست، مهمتر از اون عمل کردنه، مثلاً مهم نیست که من می دونم دروغ بده مهم اینه که من دروغ نگم مهم این نیست که بدونم رشوه دادن بده، مهم این است که من رشوه نگیرم، رشوه نخورم، رشوه ندهم، پس به این دلایل می توانیم بگوئیم که جهان بینی آموزش تنها نیست.

پس جهان بین شد. آموزش، تجربه، و تفکر.

حالا بریم روی جسم، جسم ما شامل چی هست؟اصلاً جسم ما از چی تشکیل شده؟

جسم ما یک نقشه ژنتیک ماست همون نقشه زنه دیگه، چشمه های مشگی هست، یا آبی هست، موی سرمان مشگی هست، یا غیره، سفید پوستیم؟ زرد پوستیم؟ چه شکلی هستیم/ چه فرمی هستیم؟ هم در صور پنهان و هم در صور آشکار.

صور پنهان اینجا منظورم سلولهاست، چقدر در مقابل درد مقاوم هستیم، چقدر در مقابل بیماریها قوی هستیمف سیستم ایمنی بدنمون چقدر کار می کنه، اینها همه نقشه ژنتیکی ماست که از پدر و مارد بهمون منتقل میشه. یعنی کل سلولها و نقشه کارکردی سلولها این یه قسمت از جسم ماست. قسمت بعدی شامل نگهداری جسم هست شما این جسم رو چه جوری نگهداری می کنی.

 

این نقشه بسیار بسیار مهمی هست که نگهداری شامل چی میشه؟ شامل پرورش میشه شامل تغذیه میشه شامل ورزش کردنش میشه شامل استراحت کردن میشه شامل اینه که توش مشروب بریزی شامل اینکه توش تریاک بریزی شامل اینه که بهش سیگار بدی بهش حشیش بدی انواع و اقسام قرصها رو بهش بدی باید حواست به تغذیه باشه.

من راجع به تغذیه از دکتر حاج رسولی می پرسیدم برام تعریف می کرد راجع به تغذیه: من راجع به پنیر ازش پرسیدم گفت پنیر کلسیم داره، پنیر، شیر، ماست، اینها همه کلسیمه بعضی ها قرص کلسیم می خورن بخاظر پوکی استخوان کلسیم که بخواد جذب بشه احتیاج به فسفر داره تا فسفر نباشه کلسیم جذب نمیشه.

قدیم می گفتن که پنیر زیاد نخورین خنگ میشین درست می گفتن دیگه ! شما پنیر رو می خوردی ولی فسفری نبود که باهاش جذب بشه فسفر کجاست؟ توی مغز ! پس وقتی پنیر می خواد جذب بشه فسفر از کجا می گیره؟ از مغز می گیره خیلی چیزها که کلسیم داره و برای جذب کلسیم احتیاج به فسفر داره. حالا قدیمها چکار می کردن پنیر رو با گردو می خوردن گردو  عین مغزه پس پنیر می خوردن با گردو. خداوند گردو رو توی یه پوستته تاریک قرار داده بخاطر این که گردو رو می شکنی یه اسیدی داره که اون اسید در نور خراب میشه شما گردو رو می شکنی هفت هشت ده روزی این اسید هست ولی بعدش از بین میره پس مغز گردوئی که شما می گیرین یک ماه نگه میدارین دوماه نگه میدارین هیچ خاصیتی نداره، مثل کاه می مونه چون اون خاصیتش در اثر نور از بین میره به این دلیل بهترین کار اینه که گردو رو همون موقع که می شکنید در جا با پنیر بخورید.

ماست اگر سر سفره بود حتماً خرما هم بود چون خرما هم فسفر داره یعنی شما ماست رو بدون خرما سر سفره ها نمی دیدی.

آب دوغ خیار درست می کردن توش کشمش هم می ریختن کشمش دارای فسفره با دوغ که کلسیم داره جذب میشه شیر با موز می خوردن موز ممکنه فسفر داشته باشه، پس اینها باید با هم ترکیب بشن بنابراین محاسباتی هست که ما باید اینها رو حساب بکنیم پس برای پوکی استخوان باید سعی کنیم که اینها رو هماهنگ کنیم انشاالله یک روز از آقای دکتر تقاضا می کنم که یک روز بیاد راجع به تغذیه برای ما صحبت بکنن.

پس مسئله توی جسم :  یکیش نقشه ؛ که همون زن بود، یکی نگهداریش بود که شامل تغذیه بود پرورش بود تخریبش بود که آیا ما داریم با انواع و اقسام مواد مخدر جسم رو خرابش

می کنیم به تخریبش کمک می کنیم زود پیرش می کنیم و نابودش می کنیم یا داریم با ورزش قوی و قدرتمند نگهش می داریم تغذیه رو روش حساب می کنیم یا داریم با پُرخوری زیاد مواد و چربی زیادی رو داخل شکم انباشته می کنیم. تمام چربی ها داخل رگهای خونی ما رسوب می کنن رگ داره کار خودش رو می کنه وقتی چربی ها زیاد باشه میرن داخل رگها رسوب می کنن مثل لوله های سماور که داخلش جرم می گیره خب رگها هم جرم می گیرن، این هست که باید سعی کنید چربی انباشته نشه چیزی رو که می خورین همون مقدار ازش کار بکشین.

مسئله دیگه تفکر، حاکم بر سلول هست. این سلول یه تفکری می خواد که بر اون حاکم باشه برای جسم خیلی خیلی مهمه.

تفکر حاکم بر سلول همون بیمارهای روان تنی هست که می گیم فکر تنی یا افکار تنی پس تفکر جاکم بر سلول یعنی اینکه شما چطور انسانی هستی تفکرت چگونه هست آیا جسم ما از تفکر پیروی می کنه؟ بله عقل سالم در بدن سالم هست بدن سالم، عقل سالم، عقل سالم، بدن سالم. شما می تونی با فکری که حاکم بر سلولها هست تمام سلولها رو خراب کنی خیلی بیماریها هست که در اثر افکار و اندیشه منفی جسم و سلول روز به روز تحلیل میره و از بین میره، آدمهای ناشکر، آدمهای بسیار بسیار مریضی هستند یک چیز خیلی جالب که ما بهش برخورد کردیم توی اون گروهی که راجع به بیماریها داریم کار می کنیم در گروه یه روان شناس داریم آقای دکتر فاکر، تست روان شناسی پُر می کنن.

تمام اینهایی که مریضی دارن همه از نظر روانی مریضند یعنی افسردگی دارن. مثلاً بیماری سرع داره، افسردگی هم داره. بیماری دیگه ای داره ولی افسردگی هم داره البته در گروه تحقیقات پزشکی بالای 95% کسانی که بیماری جسمی دارند از نظر روانی رنج می برن یعنی ما نداریم کسی که مثلاً بیماری سرع داشته باشه ولی از نظر روانی آدمی باشه که نرمال باشه اصلاً چنین چیزی فکر نمی کنم داشته باشیم یا کسی بیماری روده داشته باشه بعد بگیم فکرش خیلی خوبه، اصلاً نداریم همچین چیزی.

یعنی اکثر کسانی که بیماری جسمی دارند اگر شما فرم روان شناسی واسشون پُر کنی می بینین اینها مریض روحی و روانی هم هستند.یعنی مریض روحی و روانی بودند که کم کم بیماری جسمی پیدا کردن.

پس تفکر حاکم بر سلولها می تواند سلولها را مریض کند و از فرم و شکل خودش خارج کند شما مثلاً میرید پیش پزشک برای روده تمام آزمایشات خوب هست بعد که چیزی پیدا نمی کنن میگن که بیماری شما عصبی هست، پس هر کجا که تفکر حاکم بر سلولها طبیعی نباشد نرمال نباشد

سلولها دچار افسردگی میشن. سلول عین انسان هست فکر می کنه، یه میتوکوندوری  داره که بهش میگن مرکز انرژی سلول.

یه قسمت شبکه اند و پلاسمی هستش که مرتب پروتوئین تولید می کنه میره به قسمت و قسمت کنترل کیفیت اون رو کنترل می کنه اگر خوب نباشه پسش میده ( سلول کاملاً مثل یه شهر میمونه دچار افسردگی میشه وقتی افسرده شد پروتوئین رو درست نمی کنه) صد تا درست می کنه 80 تاش برگشت می خوره کم کم دچار عدم تعادل میشه و به مرور کاملاً بهم میریزه. یعنی تک تک سلولها دچار گرفتاری میشن و بعنوان بیماری مثلاً کبدی، کلیوی، روده ای، خودش رو نشون میده.

پس تفکر حاکم بر سلول بسیار مهم است، حتی سفر اولی ها که می خوان وارد پروسه درمان بشن باید تفکر حاکم بر سلولهاشون امیدواری باشه، معتقد باشن که خوب میشن درمان میشن شاکر باشن بدترین بیماری برای انسان ناشکری و ناسپاسی هست چه ناسپاسی نسبت به سایر انسانها باشد چه ناسپاسی نسبت به خداوند باشد شما نسبت به انسانهای دیگه چکاری می کنید ایا ما نسبت به دیگران بخشش داریم وقتی ما نمی بخشیم چگونه انتظار داریم که خداوند یا کائنات به ما ببخشند وقتی ما به کسی چیزی نمی دهیم خداوند چگونه به ما چیزی بدهد این می شود تفکر حاکم بر سلول که مربوط به جسم ما می شود.

بعد مسئله ای که صحبت می کنه راجع به انفجار سلول هست. یعنی سلول تغییر شکل میده مسئله ای هست که میگه وقتی حس انسان قوی میشه و انسان تحمل اونرو نداشته باشه درونش انفجار بوجود میاد سلول تغییر می کنه اگر یه انسانی یه پول زیادی بهش میرسه باید تحمل نگهداری اون پول رو داشته باشه.داشت زندگی می کرد پول زیاد که بهش میرسه زندگیشو از دست میده.

پس انسان باید ظرفیت پول رو داشته باشه اگر نداشته باشه نابود میشه مثلاً یه مقام به انسان میدن باید ظرفیت اون مقام رو داشته باشه اگر ظرفیت اون مقام نباشه تخریسب بوجود میاره و خودش رو از بین میبره. اگر حس انسان قوی بشه تحمل نداشه باشه انسان دچار مشکل میشه بعضی ها میرن وارد مسئله عرفان و مسائل ماوراء طبیعت میشن اگر وارد مسئله متافیزیک بشی و یک چیزهایی دیدی باید ظرفیتش رو داشته باشی اگر ظرفیتش رو نداشته باشی دیوونه میشی.

همین مصرف کنندگان شیشه اینها یه آدم معمولی هستند خبر از مسائل دیگه ای ندارن مواد مخدر رو مصرف می کنن همون شیشه رو حواس تغییر می کنه.

ما سیستم کارمون بر مبنای حس کار می کنه یعنی بر مبنای حس می بینیم و یک چیز مشخصی رو می بینیم حس بویائی ما بر مبنای وضعیت زندگیمون تعیین شده این حسبویائی نمی تونه خیلی قوی بشه اگر اینطور شد ما باید تحمل اونرو داشته باشیم اگر تحمل نداشته باشیم نمی تونیم زندگی بکنیم اگر انسان حس بویائی سگ رو داشته باشه نابود میشه قابل تحمل براش نیست.

مثلاً شما نشستین متوجه نمی شین که توی آشپزخانه آشغال هست و بوی اونرو نمی فهمید اگر حس بویائی شما صد برابر قویتر بشه اون آشغالهای توی سطل جلوی در رو هم بوش رو می فهمید بوی تن بغل دستی خودتون رو می فهمید و بعد حالتون خراب میشه.

بعصی چیزها رو نباید حس بکنید نمی تونید زندگی بکنید حس بویائی ما باید همین باشه اگر از این قویتر باشه اصلاً نمی تونین یک جا بنشینین بوهای متعدد آنقدر اذیت می کند که انسان رو نابود می کند حس شنوایی هم همینطوره حس بینائی هم همینطوره تمام حواس همینطوره.

وقتی از مواد مخدر استفاده می کنید حس ها تغییر می کند چیزهایی می بینید که دیگران نمی بینند چیزهایی می شنوی که دیگران نمی شنوند و یک مرتبه احساس می کنی که تو برگزیده  خداوندی. احساس میکنی که تو اومدی که بشریت رو نجات بدی احساس می کنی که تو برگزیده خداوند هستی و اومدی که به مردم راه رو نشون بدی و تو با خدا صحبت می کنی بعد کم کم دیوانه میشی بعد می خواد شیطان رو از بین ببره که بچه  خوس رو شیطان می بینه کمرش رو با اره می بُره و از این کارها می کنه.

پس حس که قوی بشه نمیشه تحمل کرد حالا روی سلولها هم همینطوره وقتی حس تغییر کرد یک مرتبه آدم معمولی تبدیل به آدم دو قطبی میشه جنون میگیره مجنون میشه تغیر سلول باعث انفجار میشه تغییر افکار هم تغییر سلولهاست ! یه سلولهایی فعال میشن یه سلولهایی کم کار میشن و باعث بوجود آمدن کلی مشکلات میشه.

پس تغییر حس می تونه به سلولها آسیب برسونه یعنی حس بدبینی، حس منفی، حس حسادت، حس کینه توزی، حس پول دوستی، حس خود خواهی، حس تعصب و حس خیلی چیزهای دیگه می تونه باعث تغییر شکل سلول بشه پس باید راهی باشه که بتونیم سلول رو نگهداری کنیم و حفظش کنیم.

این قسمت آخر رو من دومرتبه می خونم ( و اما سؤال مربوط به انفجار سلول نمودید که پاسخ می دهیم. ابتدا شما که گفتید انفجار سلول بلی فرقی نمی کند در شهر انسان هر سلول مانند یک مُلکول است.

هر سلول یک مُلکوله، چون در انسان فیزیولوژی ماده حاکمه. اینها همه را گفتیم تقسیم بندی ها رو کردیم.

 اومدیم گفتیم چیزی که باعث حاکم بر کلیه این سیستم ها هست قسمت مغز بود و همین جوری که برای مقوله اعتیاد، بالانس مواد بیوشیمی یا ناقلهای عصبی به هم بخوره شخص معتاد میشه.

وقتی که ما اومدیم با متد DST با داروی اپیوم یا اوتی در طول یکسال این بالانس رو دومرتبه به سرجاش برگردوندیم مسائل همه حل شد.

خب من در تجربیات خودم ترکهای سقوط آزاد داشتم دارئیش هم انجام دادم چندین نمونه هم انجام دادم توی کتاب 60 درجه هم نوشتم خیلی کوتاه مدت هم ترک کردم ، توی کتاب نوشتم که تصمیم گرفتم 72 ساعته مواد رو بزارم کنار، گرفتم خونخ خوابیدم رو به قبله، شیره و تریاک رو هم گذاشتم جلوی چشمم واقعاً 3 شبانه روز طاقت آوردم گفتم که دیگه تموم شد ولی تموم نشده بود !

ولی موقعی که اومدم مواد رو کنترل کردم که کاهش بدم من اصلاً قصد ترک کردن نداشتم من اصلاً نمی خواستم که اینطوری بشه من می خواستم موادم رو کنترل کنم یعنی ثابت کنم و بیشتر مصرف نکنم ولی خداوند خواست راهی باز شد که ذره ذره اینو کم کردم.

من اصلاً قصد ترک کردن ناشتمک قصد انجیو درست کردن نداشتم قصد تحقیقات نداشتم  برای خودم کار درست کردم، اومدم اینو تنظیم بکنم که سر ساعت بخورم کمتر بخورم بعد دیدم یواش یواش کم کردم بعد که دیگه بعد از 11 ماه دیدم مواد قطع شد.

وقتی مواد قطع شد من دیدم که هیچ اتفاقی نیفتاد خدایا من چرا بی خواب نشدم معذرت می خوام من چرا بیرون روی پیدا نکردم من چرا عطسه نمی کنم من چرا استخوان درد ندارم من چرا افسرده نیستم من چرا اون مشکلات رو ندارم برای خودم تعجب برانگیز بود سه شبانه روز گیج بودم من داشتم اونو انجام می دادم بعد فهمیدم که با این کاهش تریاک من بالانس رو درست کردم تمام مواد شبه افیونی هایی که در بدنم از تعادل خارج شده بود رو درست کردم و در سی دی ها هم مطرح کردیم، این هست که ما باید سیستم رو به تعادل برسونیم و مطرح کردیم که خود بدن اگر امکانات در اختیارش قرار بدهیم خودش رو درست می کنه.

در 90% موارد اگر مصالح لازم رو پای کار بریزیم خود بدن خودش رو ترمیم می کنه ما این رو می گیم. سیستم پزشکی هم باید تشخیص بده که چه داروئی و چه مصالحی در چه زمانی و چگونه بریزه پای کار. یعنی یک چیزی بنام بدن که خودش هوشمند است در انواع بیماریها انواع مواد قابل قبول هست.

اینجا گفتیم شربت اپیوم تینکچر رو در اختیار بدن گذاشتیم و در میزان مشخصی و در دُز مشخصی و در زمانهای مشخص با یه درصد خاصی طبق روش DST کاهش دادیم اینها رفت روی مغز بازسازی کرد و خودش رو درست کرد شما اگر دقت کنین می بینین که گردو شکل مغزه یعنی به فرم مغزه، یعنی فسفر داره هر کسی گردو بخوره به مغزش کمک کرده شما اگر گرز خشخاش رو نگاه کنین می بینین که شبیه کله آدم هست یه کاکلی هم روش داره اگر یه چشم و دماغ روش بکشی شبیه کله آدم میشه این نشون میده که یه سری مواد داره که برای مغز و کله انسان هست.

ولی این مواد اینقدر حساس و خطرناکه که حد نداره یعنی با کوچکترین اشتباه تبدیل به خطرناکترین زهر میشه تبدیل به ویرانگرترین ماده جهان میشه در یک فاز دیگری اگر درست مصرف بشه داروئی مهمتر و سالمتر از اون خداوند خلق نکرده. آگر در دست حکیم حاذق باشه شفاست، ولی اگر دست انسانهای عوام باشه سم و زهر خظرناکی هست.

بنابراین به این دلیلی ما اون مواد رو روی میلیگرم حساب شده و دقیق میدیم برای درمان شیشه که میگن درمان نداره ما با میلیگرم شروع می کنیم با بیست میلیگرم شروع میشه جهت داروئی نه بصورت کشیدنی چون کشیدن تریاک اثری نداره چون اکثر موادش از بین میره، پس ما اون کار رو کردیم سیستم ایکس رو بالانس کردیم اعتیاد از بین رفت. هم روان درست شد و هم جسم درست شد.

حالا توی این تغییرات سلولی تئوری ایکس اینو میکه که برای سایر بیماریها هم وقتی که مواد بیوشیمی در شخص از تعادل خارج میشن و کم و زیاد میشن در اثر کم و زیاد شدن این مواد بیماری بوجود میاد، حالا بیماری رو باید از مرکز بهش نگاه بشه اگر معده زخم میشه این زخم معده در اثر چیه در اثر فرامینی هست که از مغز میاد کنترل همه سیستم جسمی ما در اختیار مغزه، فرماندهی اونجاست مغز اونجاست.

اگر کلیه خرابه، 90% مشکل در فرماندهیه، اگر روده خرابه 90% مشکل در مغزه، اگر کبد خرابه همینطور، اگر روکشهای سیستم عصبی شما خورده شده 90% مشکل در مغزه.

پس اگر ما بیاییم اون سیستم ایکس رو بالانس کنیم اون بیماری از بین میره تئوری ایکس اینو میگه.

( اگر شخصی دچار بیماری بشود در سلول تغییر و تحول ایجاد می گردد و بعضی وقتها هم سلول به عللی تحمل حالت نرمال را از دست می دهد) به علتهای متعددی سلول اون حالت نرمال و معمولی رو از دست می دهد حالا ممکنه خیلی فشارهای متعددی باشه یا دچار کمبودهای متعددی باشه چون سلول با تغذیه باشه به دلایلی حالت نرمالشو از دست میده یعنی شما نمی توانید بیمار شوید ولی در سلول تغییر ایجاد نشده باشه اول باید در سلول تغییر ایجاد بشود بعد شما بیمار بشوید حتی اونهایی که ریزش مو دارند، اول باید در سلول تغییر ایجاد بشود بعد اون اتفاق بیفتد.

اگر شخصی دچار بیماری بشود در سلول تغییر و تحول ایجاد می گردد و بعضی وقتها هم سلول به عللی حالت نرمال را از دست می دهد و تغییر شکل می دهد حالا اگر این حالت و تغییر شکل در اثر علمی که از نظر جهان مادی مطرح نیست اون تغییر شکل در اثر یه علمی هست که هنوز جهان ما از اون آگاهی نداره هنوز نفهمیده که علت تغییر شکل اون چی هست، هنوز تغییر شکل در سلولهای سرطانی رو نمی دونه علتش چی هست اگر بدونه جلوش رو می گیره الآن تنها کاری که می کنن سلولهای سرطانی رو نابود می کنن با شیمی درمانی و غیره ولی علت اینکه چرا اینها تغییر شکل دادن رو هنوز پیدا نکردن.

بعضی وقتها هم سلول به یک دلایلی تحمل نرمال را از دست می دهد و تغییر شکل می دهد حالا اگر این حالت تغییر شکل در اثر علمی که از نظر جهان مادی مطرح هست ناپیدا باشد آنگاه توان کل حیات مادی و معنوی دچار مشکل می شود و چون قابلیت هضم و عمل برای سیستم های متوالی حیاتی آن در انسان تعبیه نشده به همین علت علم و فهم آن عمومی نیست.

از اینکه به حرفهای من گوش کردید ازتون متشکرم.

نویسنده: مسافر حسن محمودی  


نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین پست ها

ویدئو مراسم افطاری یک شنبه96/03/07 از شعبه أمین گلی..........دوشنبه 8 خرداد 1396

اهمیت خواب شب و بیداری در صبح زود..........جمعه 20 اسفند 1395

شرایط شرکت در اردوی درخت کاری..........شنبه 7 اسفند 1395

جلسه ی آموزشی مسافران ۹۵/۱۲/۳(وادی دوازدهم و اجرای آن)..........جمعه 6 اسفند 1395

جلسه ی پنج شنبه ۲۱بهمن ۹۵,هفته دیده بان..........جمعه 22 بهمن 1395

رهایی یکی از اعضای لژیون ..........جمعه 22 بهمن 1395

جلسه ی آموزشی خصوصی یک شنبه۹۵/۱۱/۱۷ به استادی مسافر حسن ..........سه شنبه 19 بهمن 1395

خلاصه ای از سی دی فضولی و آسایش..........یکشنبه 10 بهمن 1395

گزارش دومین سالروز رهایی مسافر امیرحسین..........یکشنبه 10 بهمن 1395

دلنوشته دختر مسافر حجت ،یکی از رهجویان آقای ساسانی..........شنبه 9 بهمن 1395

رهایی..........پنجشنبه 7 بهمن 1395

بهایی ارزشمند..........شنبه 2 بهمن 1395

خلاصه‌ سی دی منیت..........شنبه 25 دی 1395

نوشتار سی دی انرژی نفس از آقای مهندس دژاکام..........شنبه 18 دی 1395

کارگاه آموزشی عمومی مسافران و همسفران روز پنجشنبه مورخ ۹۵/۱۰/۱۶ ..........جمعه 17 دی 1395

تبریک سومین سالروز رهایی ..........چهارشنبه 15 دی 1395

اخبار تولد..........چهارشنبه 15 دی 1395

خلاصه نوشتار سی دی ناامیدی به استادی آقای امین..........دوشنبه 13 دی 1395

گزارش تصویری از سفر به تهران و رهایی های شعبه أمین گلی (چهارشنبه۹۵/۱۰/۰۸)..........جمعه 10 دی 1395

جلسه ی روز پنج شنبه ۹۵/۱۰/۰۲..........شنبه 4 دی 1395

نوشتار سی دی ترس به استادی آقای مهندس امین..........جمعه 26 آذر 1395

اطلاعیه مهلت ثبت نام مسابقات انفرادی جام سردار..........دوشنبه 22 آذر 1395

خلاصه از سی دی تبدیل..........یکشنبه 21 آذر 1395

جلسه ی آموزشی خصوصی شعبه پارک لژیون نیکوتین ۹۵/۰۹/۱۹..........جمعه 19 آذر 1395

خلاصه سی دی تصاویر کتاب..........سه شنبه 16 آذر 1395

خلاصه سی دی یاران..........شنبه 13 آذر 1395

خلاصه ای از سی دی احساس همسفر..........دوشنبه 8 آذر 1395

خلاصه سی دی نفس ۳..........یکشنبه 7 آذر 1395

خلاصه سی دی نفس۲..........یکشنبه 7 آذر 1395

خلاصه سی دی نفس 1..........یکشنبه 7 آذر 1395

همه پستها