تبلیغات
وب لژیون کمک راهنما مسافر امیرحسین - متن کامل سی دی کوله پشتی
یکشنبه 4 مهر 1395  12:08 ق.ظ
نوع مطلب: (خلاصه ی سی دی ها ،) توسط: مسافر کاظم

به نام قدت مطلق الله


متن کامل سی دی کوله پشتی

ادامه در ادامه مطلب ...

من با بحثهائی که برای شما عنوان می کنم ؛ به هیچ عنوان قصد آموزش دین داری را نداشته و ندارم ... این مجموعه بحثها صرفاً به دلیل شکافتن هستۀ درون انسان است ؛ و قصد ما از این شکافتنها نیز درمان یکسری مشکلات و بلایاست که خواسته یا ناخواسته به وجودمان تحمیل شده اند ... مشکلاتی همانند : معضلات اخلاقی ، رفتاری و جسمی از قبیل نا امیدی ، حسادت ، قصد خودکشی و از این قبیل ...

پس ممکن است که از برخی وجوهِ سخنان بنده ، عده ای برداشت کنند که من در اینجا قصد ترویج دین خاصی را دارم ، اما به هیچ وجه اینگونه نیست و هر بحثی هم که مطرح می شود ، فقط به این دلیل است که کمکی باشد در راحت تر رسیدن به هستۀ انسان و یا رسیدن به تعادل ... 

از این رو ، بارها این موضوع را در کنگره مورد بحث قرار داده ایم که اگر تا به امروز برای بسیاری از بیماریها ، درمان قطعی کشف نشده است ؛ و یا در بحث درمان اعتیاد تلاشهای بشر بی نتیجه واقع شده  ... به این دلیل است که تا به امروز ، ضلع روان به درستی مورد کنکاش قرار نگرفته است ... ما تا چیزی را قبول نداشته باشیم نمی توانیم در راه رسیدن به تعادل آن قدمی بر داریم ... ممکن است عده ای بگویند : روان ، متشکل شده از یکسری رفتارهای ذهنی هر فرد ... اما به قول استاد امین : این یک تعریف دست دوم و دور از واقعیت از روان است ... 

مثل اینکه از فردی در رابطه با نور سؤال کنیم و بگوید : نور تشکیل شده از یک سری طیف با رنگهای مختلف ؛ و این قسم تعاریف ... اما باید دانست : این تعریف که ارائه شد ، اجزاء تشکیل دهندۀ نور را معرفی می کند و یک تعریف دست دوم محسوب می شود ... پس ما تا روان را آنطور که صحیح است قبول نداشته باشیم ، در راه بیماریهای روانی باز خواهیم ماند ... ما در این سیستم انواع پریشانیها و بیماریهای روانی را به درمان میرسانیم ، چون تعریف صحیحی از درمان داریم . . . 

امیر مؤمنان می فرمایند : اگر دیدید دریا جابجا شد ، کوه جابجا شد تعجب نکنید ؛ اما اگر دیدید یک انسان رفتارش عوض شد ، این خیلی دشوار است ... شاد شدن یک فرد افسرده ، دشوارتر از جابجا شدن یک کوه است ... وقتی شناخت درست از روان داشته باشیم این کار سخت ، سهل و آسان خواهد شد ... دلیل اینکه امروزه بیش از 150 نوع بیماری درمانی وجود دارد که قابل درمان نیستند همین عدم شناخت درست نسبت به مقولۀ روان است ... 

و اما کوله پشتی : کوله پشتی متشکل شده از چیزهائی که انسان در صور پنهان خود ، بر روی پشت خود حمل نموده و آن را به جهان دیگر انتقال خواهد داد ... 

این بحث چندین جلسه به طول می انجامد ... چند پارگراف را خوانده و بعد به سراغ بحث اصلی خواهیم رفت ...

شکافتن انسان ...

سردار : مردان حق برای یافتن آنچه از دست داده اند ؛ روزی به کف خواهند آورد ... در مقولۀ بُعد خودتان که کاملاً توضیح دادیم ؛ و اما از نیستی ، در جهان شما یعنی مأدوم شدن جسد و هستی که در بُعد دیگر ، تولدی دیگر محسوب می شود ... 

وقتی مرگ رخ می دهد ؛ ما تولدی دیگر در جهانی دیگر پیدا خواهیم نمود ... چه بخواهیم و چه نخواهیم ، نیروها به دو بخش تقسیم بندی شده اند : نیروهای پلیس و نیروهای دزد ؛ انسانهای خوب و انسانهای بد ؛ نیروهای اهورائی و نیروهای اهریمنی ؛ نیروهای الهی و نیروهای شیطانی و ... این موضوعات از زمانهای کهن تا به امروز وجود دارند و بین همۀ کسوتها و ادیان این تقسیم بندی مرسوم است ... )

گوئی دو قطب وجود دارند که هر دوی آنها در حال فعالیت و تلاشند تا خودشان کرسی را به دست بگیرند ... همانند یک جنگ در صور پنهان این قضیه وجود دارد و هر دوی این نیرو سعی در ازدیاد نیروهای خود و کمرنگ جلوه دادن نیروهای مخالف خود دارند ...  اما اگر بخواهیم این نیروهای خیر و شر را تقسیم بندی نمائیم ... مجموعه ای بزرگ به دست خواهیم آورد تشکیل شده از اجزای صور آشکار و پنهان ... مجموعه ای همانند انسانها نیک و بد ، اجنه و شیاطین ، حوری و روح و از این قبیل ، که در تمامی ادیان به سبکی و به اسمی آمده اند ...

اما نکتۀ قابل توجه اینست که : روزی که تقسیم بندی بین این دو دسته انجام گرفت ، قرار بر این شد که : این نیروها کاری به انسان نداشته باشند و بشر را در انتخاب مختار بگذارند ... از آن پس این دو فقط می توانند به تبلیغ جنس خود بپردازند و اینکه هر کس کدام جنس را انتخاب کند دست خود انسانها خواهد بود ... پس چه نیروهای الهی و چه نیروهای شیطانی به طور مستقیم نمی توانند در زندگی انسان دخالت نمایند ... بین انسان و این موجودات مرزی وجود دارد که این مرز محترم شمرده شده است ...

اگر این مرزها توسط کسانی جابجا شود ، اتفاقاتی از قبیل جن زدگی ، توهم و ... رخ خواهند داد ... با تمام تعاریف به ظاهر علمی که امروزه مرسوم شده است ، این موجودات کاملاً واقعی هستند و وجود خارجی دارند ... اما این نیروها اجازۀ ورود به زندگی بشر را ندارند تا زمانیکه تحت شرایطی خود فرد درخواست ورود آنها را به حوزۀ زندگی خود صادر نماید ...  به این معنی که خود انسان است که این اجازه را می دهد ، چه نیروهای الهی و چه نیروهای شیطانی به زندگی وی وارد شده و آن را تحت تأثیر قرار دهند ...

به همین دلیل است که در کتاب شریف نیز آمده است : مرا صدا بزنید ، تا اجابت کنم شما را ... تا خودتان نخواهید این اتفاق نمی افتد ... و باز به همین دلیل است که مسلمانان نماز می خوانند و روزانه پنج مرتبه در نمازشان ؛ از قدرت مطلق درخواست می کنند : مرا به راه راست هدایت کن ( اهدنا الصراط المستقیم ) ...یکی از خواص نماز خواندن به طور منظم اینست که : زمان در انسان ملکه می شود و بعد از مرگ بسیار به درد وی می خورد ؛ و دیگر همین که درخواست کمک از نیروهای الهی می کند ، تا به وی کمک نمایند ... پس نماز خواندن در ظاهر نوعی ستایش است ، اما در اصل نوعی درخواست است از نیروهای الهی تا مرز میان انسان و خودشان را شکافته و در زندگی انسان ورود پیدا نمایند ...

در طرف مقابل نیز به همین شکل است ... ما در قدیم شاید به طور دقیق با واژۀ القاء آشنائی نداشتیم ... اگر گِل همنشینی با گُل داشته باشد ، بوی گل در وی القاء به وجود می آورد ... همان حکایت معروف سعدی که می گوید : گِلی خوش بوی در حمام روزی ... رسید از دست محبوبی به دستم ... بدو گفتم‌ که‌ مشکی‌  یا عبیری؟ ... ‌كه‌ از بوی‌ دل‌آویز تو مستم‌ ... بگفتا من‌ گِلی‌ ناچیز بودم ‌... ولیکن مدتی با گُل نشستم ... کمال همنشین در من اثر کرد ... وگر نه من همان خاکم که هستم ...

برای همین است که در کنگره اینقدر بر روی روابط بین سفر اولیها حساس هستیم ... چرا که گِل وجودشان هنوز تبدیل به گُل نشده و احتمال اینکه به یکدیگر خسارت وارد بیاورند بسیار زیاد است ... پریدن با عقابها شما را به اوج آسمان و پریدن با مگسها شما را به زباله دان هدایت خواهد کرد ... مثلی قدیمی است که می گوید : اگر دو اسب ، یکی سیاه و دیگری سفید را در کنار هم نگهداری کنید ؛ این دو همرنگ نخواهند شد ؛ اما پس از چندی همخو خواهند شد ... تمامی این حکایات و واقعیات برهانی هستند برای اثبات وجود نیروئی به نام القاء ...

و اما در مقولۀ صور پنهان ... در رابطه با نیروهای الهی ، کمی اشاره شد و شرایط خاص خود را دارد که با انجام یکسری شرایط مثل خواندن دعا ، گفتن ذکر ، نماز خواندن و این قبیل اعمال ؛ می توان مرز میان خود و آنها را برداشته و از آنها درخواست کمک و راهنمایی کرد ... اما در مقابل نیز به همین شکل است ؛ با انجام یکسری مسائل ما باعث می شویم که مرز بین خودمان و نیروهای شیطانی برداشته شده و القائات آنها وارد زندگی ما شود ...

خیلی ها بدون اینکه خبر داشته باشند ، از طریق شرکت در محافل خاص و عضویت در مکاتبی که هیچگونه شناختی نسبت به آن ندارند باعث می شوند ، تا کسانیکه در این مکانها هستند با انجام یکسری اعمال این نیروها را وارد وارد زندگیشان نمایند ... افرادی که خود سرسپرده و بندۀ نیروهای منفی شده اند نیز هیچوقت به من و شما نخواهند گفت : تشریف بیاورید تا ما اجنه و شیاطین را به زندگی شما وارد نمائیم ... بلکه به شما می گویند : ما با کمک گرفتن از یکسری نیروها ، شما را انرژی درمانی می کنیم و فلان مشکل شما را حل خواهیم نمود ... اما اینکه این انرژیها از چه طریق به دست می آیند و این نیروها مثبتند یا منفی را هیچوقت به شما نخواهند گفت ...

و این می شود که ندانسته  و ناخواسته ، پای معامله ای می نشینیم و سندی را به امضاء میرسانیم که هیچکدام از موادش را مطالعه نکرده ایم ... و نا خواسته پای نیروهای اهریمنی را به زندگی خود باز مینمائیم ؛ و در آخر پای معامله ای می نشینیم که هیچ اطلاع درستی از آن نداشته ایم و با دست خود پای سند را مهر و امضاء می کنیم و این اجازه را به نیروهای منفی خواهیم داد تا وارد زندگی ما شوند ... همانند دکتر فاستوس که با شیطان قرارداد بست ... شیطان به وی گفت : در دنیا هر چه بخواهی به تو می دهم ؛ اما زمان مرگ روحت باید در اختیار من باشد ...

و یا داستان تصویر دوریان گری ، که جوانی بود با چهره ای زیبا ؛ پس از اینکه نقاشی زیبائی از چهرۀ خود به دستش می رسد آرزو می کند تا گذر زمان اثرش را بر چهرۀ وی نشان نداده و فقط تصویر درون نقاشی کریه و پیر گردد ... پس از چندی متوجه می شود آرزویش توسط نیروهای منفی برآورده شده و فساد و پلیدی بر چهرۀ وی اثر نگذاشته و فقط تصویر اوست که کریه و زشت میشود و به مرور خود را به شیاطین میفروشد ... سپس تصویر خود را درون یک انباری برده و از دید همگان پنهان می کند ... در حقیقت این داستان در رابطه با صور پنهان انسان است که هرچند صور ظاهر زیبا باشد اما این امکان هست که صور پنهان کریه و زشت باشد . . . 

ما انسانها نیز گاهاً وارد این حریمها می شویم ، با آموزشهای خاصی که از افراد دیگر می گیریم ... وقتی وارد حریم انرژی درمانی می شویم ؛ نمیدانیم منبع این انرژی به کجا وصل است ... چرا که این انرژی مستلزم یک منبع است ... ما به طور ندانسته وارد بازی خطرناکی می شویم که انرژیهای مسموم را وارد زندگی ما می کند و روز به روز روح و روانمان را بیش از پیش تسلیم شیطان می کند ... فرد با نیت پیشرفت و بدون هیچ تقصیری وارد دنیائی می شود که خود نیز توقع آن را نداشته است ...

یا اینکه نزد دعا نویس رفته و از وی تقاضای سحر و جادو می کنیم ؛ در اینجا نیز ما اجازه میدهیم که افراد با انرژیهای منفی وارد حریم شخص ما بشوند ... دعا نویسان نیز چند دسته هستند : عده ای کسانی هستند که با آیات و یا دعاهایی مثل چهارقل و یا آیت الکرسی سعی در بهبود احوال شما دارند ؛ این عده خطری را برای فرد به دنبال نخواهند داشت و به قولی اگر سود نداشته باشد ، زیان نیز نخواهد داشت ... اما عده ای از این دعا نویسان هستند که از شما درخواست تهیۀ آلاتی از قبیل خاک قبرستان ، قفل و ... را دارند ؛ در اینجا اگر خواست دعا نویس را اجرا نمودید ، باز خود را وارد یک بازی خطرناک کرده اید ... 

پس این امکان وجود دارد که به عناوین مختلف وارد اینگونه بازیها شویم ... یا اینکه برخی میگویند ما به جایی رسیده ایم که شریعت برایمان اهمیت نداشته و فقط طریقت برایمان اهمیت دارد ... ما هیچوقت به جائی نخواهیم رسید که شریعت برایمان اهمیت نداشته باشد و فقط طریقت ما مهم باشد ... این نیز یک اشتباه بزرگ است ... چرا که امثال رسول خدا نیز تا دم آخر نماز خود را میخواندند ... 

اینجاست که در کتاب شریف می گوید : نفس که به مرحلۀ تعادل برسد ؛ تقوا و فجور به ما الهام میگردد و ما از آنها باخبر خواهیم شد ... پس برای الهام تقوی و یا فجور باید نفس ما به مرحلۀ لازم برسد ... چه در زمینۀ تقوی و چه در زمینۀ فجور و نیروهای منفی ... حال وقتی ما به مرحله ای از دانش نفس برسیم این مرحله در زندگی روزمرۀ ما نیز نقش خواهد داشت ... و میتوانیم با آرامش بیشتری به حیات خودمان ادامه دهیم ... ما برای به دست آوردن هر موفقیتی ، ابتدا باید سختی به دست آوردن آن را به جان بخریم و اگر بخواهیم بدون چشیدن طعم سختی موفقیتی را به دست آوریم ، برایمان ایجاد مشکل خواهد کرد ...

در ادامۀ پاراگراف داریم که : وقتی مرگ اتفاق افتاد و نفس تحویل داده شد ؛ ما به مرحلۀ دیگری قدم خواهیم گذاشت و همه چیز پایان نمیابد ... گویی تولدی دیگر برایمان اتفاق می افتد ... اگر ما این امر را در نظر نگیریم ؛ چطور میتوانیم انسان را بشناسیم و بیماریها را درمان نماییم ... انسان همانند یک کوه یخ است که فقط قسمتی از آن بر روی آب نمایان است و بیشتر آن در زیر آب پنهان است ... و به دلیل همین نا شناخته هاست که هنوز بسیاری از ابعاد انسان کشف نشده است ... 

کودک وقتی از درون رحم مادر پای به درون دنیا میگذارد ، شروع به گریه می کند و در آنجاست که روح در بدن انسان دمیده میشود ؛ تا قبل از این مرحله روح به بدن انسان دمیده نشده است ... به همین دلیل  است که با گریه همراه است ... البته نفس وجود دارد و جنین در بدن مادر زنده است ؛ اما در بدو تولد است که روح در بدن انسان دمیده خواهد شد ... حال فرق بین نفس و روح در کجاست را امیدوارم روزی به درستی متوجه بشویم ... )

سردار : نوزاد درست است که از رحم مادر بیرون می آید و روح در آن میدمد ، که با گریه و فریاد است ... اما انسان از مرز بُعد شما تا به سومین دایرۀ حیات باید آن کوله پشتی را که گفتیم همراه بیاورد ... هرقدر غنی تر باشد ، پرواز مانند پرندگان آسمان است ...

انسان باید تا زمان میانسالی چیزهایی را با خود حمل کند ... در این کوله پشتی مادیات دنیوی جائی ندارد ... در این کوله پشتی مطالبی جای دارند که باید فرا گرفته شده باشند و در راه اعطلای بشر به کار گرفته شده باشند ... آیا فرد حقوق دیگران را غصب کرده ؟ آیا از قدرت خود سوء استفاده نموده ؟ هر قدر این کوله پشتی از خصلتهای مثبت پر باشد کارمان راحتتر است ؛  در مقابل هر قدر آن را مملو از خصائل ضد ارزشی نمائیم ، کار برایمان سخت و جبران ناپذیر خواهد شد ... و ما باید جوابگوی این خصائل باشیم . . .

اگر این کوله پشتی پربار باشد ؛ پروازمان آسان و سریع خواهد بود و در غیر این صورت راکد مانده و به عقب باز خواهیم گشت ...  این کوله پشتی است که جایگاه ما را مشخص می کند ... ما به جهت رسیدن به کمال ، باید از نار به نور تبدیل شویم ؛ نار آتش همراه با دود ناخالصی است ؛ در حالیکه نور هیچ ناخالصی خاصی ندارد و کامل است . . . )

سردار : اما اگر توهی باشد در ماتم می ماند ... تأکید ما بر عقل ، محتوی کوله بار است که هر قدر کامل تر باشد آسوده خاطر می شود و مسائل او در بعد تفکر انجام می پذیرد ... 

یک وقت هست کوله بار ما توهی است و ما فقط توشه ای نداریم ... اما زمانی است که کوله بار ما سرشار از سنگ و سیمان است و نه تنها چیزی برای ادامه نداریم بلکه وزنی زیاد را نیز بیهوده باید به دنبال خود حمل کنیم ... عقل همان کوله بار ماست ؛ آخرین مراحل تکامل جسم فرمان عقل است  که هرقدر مراحل تکامل را بیشتر طی نموده باشد ما آسوده خاطر تر به ادامۀ راه خواهیم پرداخت ... 

عقل مقوله ای الهی و مثبت است ... تفکر مثبت و منفی دارد ... اما وقتی به فرمان عقل رسیدیم یعنی کارهای معقول به انجام میرسانیم و هر کاری امکان پذیر خواهد بود ... همانند همان شو شود خواهد بود ... وادیهای کنگره تماماً زیبائی هستند ... اما وادی اول از دید من شاهکار است ... چرا که در همان ابتدا سخن از عقل و تفکر نموده است ... و ما با فرمان عقل است که می توانیم به مراحل بالای تکامل برسیم و مسیر خود را بیابیم ؛ تمامی مشکلات ما با عقل است که برطرف میشوند ... 

ما در این جهان هر چه میخواهیم باید ابتدا شرایط آن را محیا کنیم ... اما در بُعد دیگر هر چه اراده کنیم به انجام می رسد ... هر نوع خوراکی که بخواهیم در جا محیا می شود ... همان چیزی که در تصویر ذهنی ما امروز به راحتی قابل دسترسی است ... در این بُعد خود تفکر مستقیماً وقایع را رقم خواهد زد ... 

سردار :حتماً شما خود در جریان امورات هستید ... اینجا افرادی هستند مانند انسانهای روی زمین که در تیمارخانه به سر میبرند ... اینان همانند که کمتر به جمع نمودن عقل زحمت کشیده اند ...

کسانیکه در تمام طول حیات اصلاً در کسب عقل حرکتی نداشته اند در بُعد دیگر با مشکلات فراوانی روبه رو هستند ... همان تمثیل بهشت و جهنم است که در تمامی ادیان گفته شده است ... همین طور که در اینجا کسانی وجود دارند که با مشکلاتی فراوان مواجه اند در بُعد دیگر نیز به همین شکل است ... کسانیکه نخواسته اند با فرمان عقل پیش بروند و فقط در پی خوشگذرانی و شهوت بوده اند ... و نفس اماره تنها نفس آنها در این دنیا بوده است ... )

نگهبان : بنا بر این اینان کسانی هستند که باید دوباره مشق خود را بنویسند ؟ 

سردار : بلی ... و حتماً در کوچکترین عمل الهی شک نکنید ...

 


 

نتیجه ای که از بحث امروز می توان گرفت این است که :

__ما دارای صور پنهان و آشکار هستیم 

__ما میتوانیم تحت آموزش و القائات قرار بگیریم

__این آموزشها در صور پنهان و آشکار وجود دارند 

__نیروهای مثبت و منفی وجود دارند و بین ما و آنها حریمی وجود دارد و تا زمانی که ما نخواهیم این حریم شکسته نخواهد شد 

__و این را باید حواسمان باشد که در بازیهائی که اطلاعی از آنها نداریم شرکت نکرده و هیچوقت شروعشان نکنیم ...

فردی که قوانین را نقض می کند ، حریم را برداشته و شیشه مصرف می کند ... در نتیجه ناقلهای عصبی را از تعادل خارج نموده و دچار توهم خواهد شد ... 

فردی با مصرف شیشه ، پدر خود را به قتل رسانده بود و درون زندان بود ... از وی پرسیده شد : چه شد که این اقدام را انجام دادی ؟

در جواب گفت : من پدر خود را به شکل یک گوسفند می دیدم ... احساس گرسنگی می کردم ... در نتیجه سر وی را بریدم تا کباب درست کرده و بخوریم ...

تحت تأثیر القائات یک فرد پدری را که یک عمر می پرستیده ، به راحتی سر بریده و گوشت وی را میخورد ...

پس تا ما درخواست نکنیم هیچکدام از این نیروها به سراغ ما نخواهند آمد ... چه در مسیر مثبت و چه در مسیر منفی ...

 


نظرات()   
   
مسافر رحیم رهجوی آقای ساسانی
یکشنبه 11 مهر 1395 02:47 ب.ظ
خداقوت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین پست ها

پیام سی دی اسیب شناسی..........یکشنبه 19 آذر 1396

سخن خوب..........دوشنبه 13 آذر 1396

سخن خوب..........دوشنبه 13 آذر 1396

چندجمله انرژی بخش..........دوشنبه 13 آذر 1396

پیام سی دی بار نیستی..........جمعه 10 آذر 1396

جلسه اموزشی خصوصی روز یک شنبه 96/9/5با استادی کمک راهنمااقاامیرحسین لژیون وایت..........دوشنبه 6 آذر 1396

سخن خوب..........دوشنبه 29 آبان 1396

جلسه اموزشی خصوصی روز یک شنبه 96/8/28با استادی کمک راهنمااقا امید..........دوشنبه 29 آبان 1396

سخن خوب..........شنبه 27 آبان 1396

سخن خوب..........شنبه 27 آبان 1396

سخن خوب..........شنبه 27 آبان 1396

کارگاه اموزشی عمومی روز پنجشنبه ۹۶.۰۸.۲۵..........جمعه 26 آبان 1396

جلسه ی عمومی روز پنج شنبه با استادی کمک راهنمای محترم اصغر آقا..........پنجشنبه 25 آبان 1396

ویدئو مراسم افطاری یک شنبه96/03/07 از شعبه أمین گلی..........دوشنبه 8 خرداد 1396

اهمیت خواب شب و بیداری در صبح زود..........جمعه 20 اسفند 1395

شرایط شرکت در اردوی درخت کاری..........شنبه 7 اسفند 1395

جلسه ی آموزشی مسافران ۹۵/۱۲/۳(وادی دوازدهم و اجرای آن)..........جمعه 6 اسفند 1395

جلسه ی پنج شنبه ۲۱بهمن ۹۵,هفته دیده بان..........جمعه 22 بهمن 1395

رهایی یکی از اعضای لژیون ..........جمعه 22 بهمن 1395

جلسه ی آموزشی خصوصی یک شنبه۹۵/۱۱/۱۷ به استادی مسافر حسن ..........سه شنبه 19 بهمن 1395

خلاصه ای از سی دی فضولی و آسایش..........یکشنبه 10 بهمن 1395

گزارش دومین سالروز رهایی مسافر امیرحسین..........یکشنبه 10 بهمن 1395

دلنوشته دختر مسافر حجت ،یکی از رهجویان آقای ساسانی..........شنبه 9 بهمن 1395

رهایی..........پنجشنبه 7 بهمن 1395

بهایی ارزشمند..........شنبه 2 بهمن 1395

خلاصه‌ سی دی منیت..........شنبه 25 دی 1395

نوشتار سی دی انرژی نفس از آقای مهندس دژاکام..........شنبه 18 دی 1395

کارگاه آموزشی عمومی مسافران و همسفران روز پنجشنبه مورخ ۹۵/۱۰/۱۶ ..........جمعه 17 دی 1395

تبریک سومین سالروز رهایی ..........چهارشنبه 15 دی 1395

اخبار تولد..........چهارشنبه 15 دی 1395

همه پستها